گفتگوی آفاق با نماینده حماس در ایران پیرامون روز نکبت

۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۵

روز نکبت (به عربی:یوم النکبه) نامی است که فلسطینیان برای اشاره به سالگرد بیرون راندن صدها هزار فلسطینی و تأسیس آپارتاید اسرائیل در ۲۴ اردیبهشت ۱۳۲۷  (۱۵ می ۱۹۴۸) از آن استفاده می‌کنند و از نظر آن‌ها این روز یادآور روزهای تلخ یعنی اشغال سرزمین‌شان و مصادره‌ی اراضی و اولین موج آوارگی صدها هزار فلسطینی از خانه و کاشانه‌شان است. ۶۸ سال از صدور قطعنامه‌ی ننگین تقسیم اراضی فلسطین می‌گذرد و صفحه‌ای دیگر از قطعنامه‌های تبعیض‌آمیز سازمان ملل دوباره ورق می‌خورد و خاطرات تلخ یک ملت آواره و ستمدیده بار دیگر زنده می‌شود و در کنار آن، تجاوزات و حملات و بازداشت‌ها و سرکوب‌های روزانه‌ی رژیم اشغالگر اسرائیل علیه این ملت بر تلخی این خاطرات، می‌افزاید.

چندی پیش برخی از مسئولان آفاق با دکتر خالد قدومی، نماینده‌ی حرکت مقاومت اسلامی(حماس) در ایران دیدار کرده و در راستای تبیین هرچه بیشتر وقایع و حقایق پیرامون روز نکبت برای مخاطبان ایرانی، به گفت‌وگو پرداختند.

 

20160510_102201

خوانندگان گرامی می‌توانند مشروح پرسش‌ها ‌و‌ پاسخ‌های این دیدار را در زیر، دنبال نمایند:

 

  • به عنوان یک فلسطینی مبارز، روایت شما از روز نکبت چیست و چه احساسی در قبال این رویداد تاریخی دارید؟

 «نکبه» از اسمش هم مشخص است که یک «نکبت» بود؛ هم از لحاظ احساسات و هم در زندگی عملی. از جمله مسائلی که توجه مرا به عنوان یک فلسطینی دور از وطن، به خودش جلب می کند، «هویت فلسطینی» است. متاسفانه فاجعه‌ی اشغال فلسطین سعی در نابودی همین هویت فلسطینی داشت و در این زمینه نقش داشت. درست است که ـ به حول و قوه الهی ـ فرزندان من و فرزندانِ فرزندان من و نسل آتی این هویت را حفظ خواهند کرد، اما واقعیت این است که هدف اساسی همین فاجعه‌ی اشغال فلسطین، نابودی هویت فلسطینی بود. به لطف خداوند متعال، ما همیشه در سالروز این فاجعه، با فلسطین و اصالت فلسطینی خود تجدید عهد و پیمان می کنیم و پیوند انسانی و دینی خود با وطن فلسطینی‌مان و قبله‌ی نخست مسلمانان، یعنی قدس و مسجد الاقصی را تازه می‌کنیم.

احساسی که در این مناسبت به یک شهروند فلسطینی و به خود من که دور از وطن زندگی می‌کنم، دست می دهد، به تأخیر افتادن پیروزی و متاسفانه بروز تفرقه میان مسلمانان است که قبل از هر چیز باعث از دست رفتن فلسطین به خاطر فقدان برنامه سیاسی و ملی و در سطح کلان و نیز ضعف تجربه‌ی امت شد و این مساله به نوبه‌ی خود زمینه‌ساز از دست رفتن فلسطین و وقوع فاجعه‌ی اشغال در سال ۱۹۴۸ و کشتار فلسطینیان شد و همین تفرقه در داخل امت عربی و اسلامی باعث تداوم درد و رنج ملت فلسطین، درگیری‌های قومی و قبیله‌ای و مذهبی شده است و همین وضعیت تأسف‌بار باعث شده است که ما امروز اخبار کشته شدن مسلمانان را بشنویم و خبری از کشته شدن دشمنان واقعی ما نباشد و دردناک‌تر این است که این کار به دست خود مسلمانان اتفاق می‌افتد و در همین راستا، یک نفر می‌گفت که «شما روز جمعه در حال اقامه‌ی نماز هستید که در سجده از خداوند متعال می‌خواهید که مجاهدان را یاری کند. خُب، این مجاهدان را در برابر چه کسی یاری کند؟ خُب هر دو طرف خودشان را به عنوان مجاهدین معرفی می‌کنند و پرچم “لا إله إلا الله” را در دست می‌گیرند. حالا خداوند چه کسی را باید در برابر چه کسی یاری کند؟ شما برای کدام یک دعا می‌کنید؟» امروز در سالروز فاجعه‌ی اشغال فلسطین، این حادثه واقعاً دردناک مرا متوجّه تفرقه‌ی مسلمانان می‌کند. ما خودمان مانع پیروزی در فلسطین می‌شویم و آن‌را به تعویق می‌اندازیم و قبله‌نمای تلاش‌های امّت را به سمت بیراهه هدایت می‌کنیم.

ما به نوبه خود در جنبش حماس و ملت فلسطین اعلام می‌کنیم که به مقاومت در سرزمین خود ادامه می‌دهیم و همچنان در سنگر مقاومت خواهیم ماند و تا آخرین نفس به مبارزه ادامه خواهیم داد، اما در عین حال، اعتقاد داریم که آزادی فلسطین جز با هم‌افزایی تلاش‌ها در داخل امت اسلامی ممکن نیست و این وضعیت هم باید در داخل فلسطین و هم در خارج از آن شکل بگیرد. ما منتظر کسی نیستیم، اما من به صراحت به شما اعلام می‌کنم که وحدت امت اسلامی باعث نزدیک‌تر شدن زمان پیروزی و تفرقه‌ی آن باعث به تعویق افتادن پیروزی می‌شود.

 

دیدار و گفتگوی برخی از مسئولان آفاق با دکتر قدومی

  • مردم یا گروه‌های فلسطینی در این روز چه اقداماتی برای ابراز رنجش یا خشم خود در قبال اشغالگران انجام می‌دهند؟

 در این مناسبت، ملت فلسطین برنامه‌های مختلفی برگزار می‌کند. به عنوان مثال، در اردوگاه‌های آوارگان فلسطینی در لبنان، سوریه و اردن فعالیت‌های مختلفی صورت می‌گیرد که حسّ هم‌اندیشی و احیای برنامه‌ی فلسطینی، درآوردن اسناد قدیمی و کلیدهای منازل قدیمی‌شان که باعث یادآوری و زنده شدن خاطرات شهر و دیار آبا و اجدادی در میان آن‌ها می‌شود. این آوارگان همچنین با برگزاری راهپیمایی‌ها و برنامه‌های مردمی مختلف سعی در اعمال فشار علیه دولت‌ها و یادآوری حق فلسطینیان و زنده نگه داشتن آن‌را دارند و می‌خواهند نبض این حق همچنان در شرایین امت و کل بشریت بتپد. در داخل فلسطین، خون تازه‌ای در کالبد مقاومت دمیده شده است و شاهد دستاوردهای جدید آن در برابر دشمن صهیونیستی هستیم. ما همیشه در این مناسبت سعی می‌کنیم وحدت داخلی فلسطین را میان طرف‌های داخلی احیا کنیم و دیوارهای حزبی و سیاسی را از میان خود برداریم. این‌ها در کل اقداماتی است که ملت فلسطین در این مناسب انجام می‌دهند. اما در سطح رهبران نیز ما سعی می‌کنیم که رژیم صهیونیستی را تحت فشارهای سیاسی و دیپلماتیک و حتی نظامی قرار دهیم و از ابزارهای سیاسی و دیپلماتیک در خارج استفاده کنیم و با استفاده از نهادهای بین‌المللی و منطقه‌ای و داخلی، رژیم صهیونیستی را وادار به رعایت حقوق ملت فلسطین کنیم و ضمن محکوم کردن آن، زمینه‌ی محاکمه‌ی این رژیم در محافل بین المللی را فراهم بیاوریم.

  • روایت مهاجران صهیونیست از این روز چیست؟

صهیونیست‌ها از این روز به عنوان روز بزرگ و «روز استقلال» یاد می‌کنند. در روایت صهیونیست‌ها این روز، عید تاسیس رژیم جنایتکار صهیونیستی در سرزمین فلسطین است و آنها از احقاق حقوق تاریخی و دینی یهودی‌ها سخن می‌گویند، اما این روایت صحت ندارد و بی‌پایه و اساس است. این روز، روز ارتکاب جنایت و نسل‌کُشی توسط صهیونیست‌ها در سرزمین فلسطین است که مناخیم بگین در آن زمان به آن اذعان کرد و گفت که اگر جنایت‌ها و کشتارهای سال ۱۹۴۸ نبود و نزدیک به ۳۹۰ روستا با خاک یکسان نمی‌شدند و اهالی آن‌ها آواره نمی‌گشتند و به خاک و خون کشیده نمی‌شدند، رژیم صهیونیستی تاسیس نمی‌شد. این‌ها اظهارات خود مقامات صهیونیستی است که می‌گویند این رژیم بدون ارتکاب این جنایت‌ها تاسیس نمی‌شد و همین کشتار‌ها بهانه‌ای برای ابراز خوشحالی صهیونیست‌ها شده است و آن‌ها از اینکه فلسطینیان را به خاک و خون کشیده و از شهر و دیار خود آواره کرده‌اند، خوشحال هستند و آن را ضرورتی برای شکل‌گیری هویت رژیم صهیونیستی می‌دانند. ما این روز را روز نکبه یا فاجعه‌ی اشغال می‌دانیم، اما آن‌ها روز خوشی و خوشحالی می‌دانند.

 

  • موضع مجامع بین‌المللی به ویژه سازمان‌‌ ملل در قبال این روز چیست؟

بدون شک، ما مشروعیت بین‌المللی را قبول داریم و ساز و کار بین‌المللی و مرجعیات آن‌را هم پذیرفته‌ایم. در عین حال، این مساله را باید مد نظر داشته باشیم که نظام سیاسی موجود که پس از جنگ جهانی دوم در جهان روی کار آمد و باعث تاسیس سازمان ملل متحد شد، در نوع خودش نظام بی‌طرفی نیست. مثلا در زمینه «حق وتو» می‌بینیم که هیچ یک از کشورهای جهان سوم یا جهان اسلام از چنین حقی برخوردار نیستند و به صورت دائمی چنین امتیازی ندارند، بلکه کشورهای امپریالیستی پیروز در جنگ جهانی دوم از چنین حقی برخوردار هستند و هر تصمیمی که در داخل این سازمان اتخاذ می‌شود، نمی‌توان انتظار داشت که علیه این مجموعه امپریالیستی و یا رژیم صهیونیستی باشد که عضوی از همین مجموعه‌ی امپریالیستی است؛ هر چند که شاید یک سری اقدامات صوری و به اصطلاح روتوش انجام شود و مثلا عضویت موقتی به کشور فلسطین در سازمان ملل متحد داده شود. طبق قطعنامه‌ی ۱۸۱ سازمان ملل در سال ۱۹۴۸ حدود ۴۵ درصد خاک فلسطین متعلق به فلسطینی‌هاست و باید بعنوان یک کشور مستقل بدان اعتراف می‌شد؛ اما رژیم صهیونیستی نه تنها به این کشور فلسطین اعتراف رسمی نکرد بلکه آن مقدار از سرزمین را نیز با گذر زمان از فلسطینی‌ها غصب کرد. از سوی دیگر به موجب این قطعنامه‌ی ظالمانه که از سوی سازمان ملل صادر شده بود باید «کشور یهودی اسرائیل» در حدود ۵۴ درصد از اراضی فلسطین تشکیل می‌شد. این در حالی است که رژیم صهیونیستی به این قطعنامه وقعی نمی‌نهد و  واقعیت چنان است که حتی کودکان هم نقش مجموعه‌ی سازمان ملل متحد و در رأس آن، آقای بان‌کی‌مون(دبیر کل سازمان ملل) را به سخره گرفته و درباره‌ی آن جوک می‌سازند و در جواب این سوال طنزآمیز که به نظر شما نقش بان‌کی‌مون چیست؟ کودک فلسطینی می‌گوید: «او نگران می شود، یعنی کارش این است که فقط ابراز نگرانی کند!» این فایده‌ای ندارد و این وضعیت بیانگر وضعیت حاکم بر این سازمان است. البته من فقط آقای بان‌کی‌مون را در قبال این وضعیت سرزنش نمی‌کنم، بلکه کل جامعه‌ی بین‌المللی را سرزنش می‌کنم که هنوز عزم و اراده‌ای برای اجرای قطعنامه‌های این سازمان ندارند.

برخی قطعنامه ها هم هستند که با وجود ملاحظاتی که ما درباره‌ی همه‌ی آن‌ها داریم، اما علیه رژیم صهیونیستی صادر شده‌اند. این قطعنامه‌ها در فاصله‌ی سال‌های ۱۹۴۸ تا ۱۹۶۷ توسط این سازمان صادر شده‌اند، اما هنوز به مرحله‌ی اجرا نرسیده‌اند یا به بیان بهتر، رژیم صهیونیستی به آن‌ها وقعی نمی‌نهد.

  • به نظر شما «مردم دنیا» و به ویژه «مسلمانان» و بصورتی ویژ‌ه‌تر، «مسلمانان عرب» چطور مغلوب این نکبت شدند؟ ضعف‌ آن‌ها چه بود؟

 این، سوال خیلی مهمی است. می‌توان این ضعف را ناشی از مسائل مشخصی دانست که ما به سرفصل‌های آن‌ها اشاره می‌کنیم و وارد جزئیات نمی‌شویم. من درباره‌ی قدرت طرف مقابل فقط می‌خواهم یک جمله بگویم و نمی‌خواهم زیاد توضیح دهم و آن این است که رژیم صهیونیستی بخشی از نظام جهانی موجود است و نابودی و از بین بردن آن مستلزم تشکیل نظام جهانی جدید است که مهم‌ترین ویژگی آن «عدالت محوری» باشد. برای تحقق این مسأله یا باید طرف قوی به این نتیجه و باور برسد که تداوم بقای این رژیم به صلاح نیست که متاسفانه این مسأله هنوز محقق نشده است؛ هر چند که در جریان جنگ‌های اخیر رژیم صهیونیستی علیه غزه می‌دیدیم که چطور شهروندان غیرمسلمان در خیابان‌های شهرهای اروپایی در حمایت از حق و حقانیت ملت فلسطین به خیابان‌ها می‌ریختند و این مسأله‌ای مهم و به منزله‌ی ایجاد شکاف در دیواره‌ی ارزش‌هایی است که نقش پشتوانه‌ی این رژیم را ایفا می‌کنند. این خبر، نویدبخش این است که این امت بزرگ غیرمسلمان و جامعه‌ی بشری به این باور رسیده است که رژیم صهیونیستی خطری برای امنیت جهان و جنایتکاری خطرناک است که باید در مقابل آن ایستاد.

راه دیگر نابودی این رژیم، قدرت طرف مقابل(یعنی ما و تجهیزات‌مان) است و مسأله‌ی مهم در این زمینه آن است که ضعف ما ناشی از تفرقه و چند دستگی و عدم وجود هویّت و برنامه‌ی مشترک نزد ما مسلمانان و جامعه‌ی بشری است. این مسأله نیز به نوبه‌ی خود از این واقعیت نشأت می‌گیرد که ما خود خواهان در اختیار گرفتن اهرم‌های قدرت در داخل این نظام جهانی نیستیم. هنوز برخی قدرت‌های اسلامی و عربی و طرف‌های دیگر دوست و هم‌پیمان ما هستند که معتقدند ما باید حتما با برخی قدرت‌های جبهه‌ی امپریالیسم جهانی ائتلاف تشکیل دهیم و از همین رو، ما چند دسته شده‌ایم و یک طرف در یک جبهه و طرف دیگر در جبهه‌ی دیگر قرار گرفته‌اند. ما هنوز در داخل جهان سوم یا جنبش عدم‌تعهد یا جهان اسلام و عربی، رهبری نداریم که بتواند امت را بر اساس یک شعار یا یک مساله متحد کند. متاسفانه یک میلیارد و ۲۵۰ میلیون نفر به یک زبان مشترک سخن می‌گویند و جغرافیای یکپارچه و تاریخ مشترک دارند، اما با نهایت تاسف، امتی هستیم که دچار تفرقه و چند دستگی شده‌ایم و این مساله، عامل ضعف است. در حال حاضر مساله مهم برای ما این است که دنبال مشترکات میان خود باشیم و به خاطر مسائلی مانند رنگ و نژاد و مذهب با هم جنگ نکنیم. من این حرف را خدمت شما عرض می‌کنم و فکر نمی‌کنم که بحث جدیدی برای مخاطبان شما باشد، برنامه‌ای که ما باید آنرا در کانون توجه قرار دهیم، «نسل جوان» است که می‌تواند این نظام را تغییر دهد و معادلات رهبران جهان اسلام و عرب در زمینه‌ی به فراموشی سپردن و نادیده گرفتن مسائل اساسی و به تعویق انداختن پیروزی‌مان را بر هم بزنند. اگر جوانان نخواهند این نظام را تغییر دهند، امکان ندارد که شاهد غروب خورشید حیات آن باشیم و ما همچنان بخشی از همین نظام بین المللی موجود خواهیم بود و همچنان به گریه و زاری و گله و شکایت ادامه خواهیم داد و هر سال، یاد و خاطره‌ی فاجعه‌ی اشغال فلسطین را زنده نگه خواهیم داشت.

 

20160510_102831

  • این روز در سایر کشورها(اسلامی و غیراسلامی) در میان مردم مطرح است یا خیر؟ چگونه از آن یاد می‌شود؟

 بله، امّت اسلامی چه در سطح دولت‌ها و چه در سطح ملت‌ها همچنان واکنش خوبی به این مساله نشان می‌دهد، اما متاسفانه امسال یا بهتر بگوییم از ۴ سال قبل ما با چندین فلسطین مواجه شده‌ایم و هر سال، نکبت و فاجعه‌ای جدید برای فلسطینی جدید روی می‌دهد؛ سوریه، یمن، مصر و غیره تبدیل به فلسطین جدید شده‌اند و ما هر ساله ۳ یا ۴ فلسطین جدید پیدا می‌کنیم. امسال و سال قبل، حجم فعالیت‌ها در سالروز فاجعه‌ی اشغال در سطح مطلوبی قرار نداشته است، اما برنامه‌های زنده نگه داشتن یاد و خاطره این روز در داخل فلسطین اشغالی همچنان ادامه دارد و سعی خواهد کرد که معادلات رژیم صهیونیستی را بر هم بزند و سلاح خود را به سمت این رژیم نشانه رود و مبارزات خود را علیه آن انجام دهد.

امروز انتظار می‌رود که ما در سطح امّت، برنامه‌ی یکپارچه‌ای داشته باشیم که در آن اولویت‌بندی‌هایی متناسب با درد و رنج مشترک امت انجام شده باشد. هر چقدر ما این دایره را بزرگتر کنیم، تنش ها و برخوردها میان ما کاهش یافته و عوامل وحدت و قوت افزایش خواهد یافت.

  • حماس در گذشته درپی بازپس‌گیری اراضی فلسطین پیش از اشغال در سال ۱۹۴۸ بود؛ آیا کماکان بر این موضع است یا به قطعنامه‌ی ۱۸۱ سازمان ملل راضی است؟ و یا به بازگشت به مرزهای ۱۹۶۷ اکتفا کرده؟

 این تاریخ‌ها و مرزها و تقسیماتی که شما بیان کردید، از عناصر فرهنگ سیاسی تحمیل شده به ملت فلسطین است، اما در قاموس مقاومت چنین چیزی وجود ندارد و ما در جنبش حماس به فلسطینی ایمان داریم که آن‌را می‌شناسیم و آن کل فلسطین با مساحتی بالغ بر ۲۷٫۹ هزار کیلومتر مربع است و این مساله چه از لحاظ استراتژی و چه از لحاظ تاکتیکی هم فرقی نمی‌کند. در سال ۱۹۷۴ یک برنامه ۱۰ ماده‌ای یا حل موقتی مطرح شد و دلیل مخالفت ما با آن این بود که وضعیت جدیدی را بر ما تحمیل می‌کرد و راهبرد ما را نادیده می‌گرفت؛ یعنی خواهان بخشی از فلسطین در اراضی اشغالی سال ۱۹۶۷ بود و در عین حال، خواستار به رسمیت شناختن رژیم صهیونیستی بود و ما به شدت با این مسأله مخالف بودیم و هستیم. راه حل موقتی به این معنا نیست که شما بر روی راهبردتان خط بطلان بکشید. اگر شما از آزادسازی فلسطین طی یک پروسه و در چندین مرحله سخن می‌گویید و در همین راستا، دیدیم که رژیم صهیونیستی در سال ۲۰۰۵ از غزه عقب‌نشینی کرد، این بدین معنا نیست که ما کشور فلسطین را در غزّه تشکیل دهیم. و از سوی دیگر، به این معنا نیست که ما رژیم صهیونیستی را به رسمیت بشناسیم و مرزهایی ترسیم کرده و بگوییم اینجا فلسطین و اینجا اسرائیل است. نه هرگز. همانطور که عرض کردم قطعنامه‌ی تقسیم اراضی، بسیار ظالمانه بود؛ چرا که بیش از ۵۰ درصد از خاک فلسطین را به طرفی واگذار کرد که آن زمان ۳ یا ۸ درصد از کل جمعیت فلسطین را هم تشکیل نمی‌دادند و این یک اشتباه بود، یک اشتباه راهبردی بود و من آن‌را قبول دارم، اما از سوی دیگر، اینکه ما کشور فلسطین را در اراضی اشغالی سال ۱۹۶۷ تشکیل دهیم و رژیم صهیونیستی را هم به رسمیت بشناسیم، این هم اشتباه استراتژیک است. همان طوری که گفتم، ما ملت فلسطین همزمان بر روی برنامه‌ی ملی مشترک تمامی طرف‌های فلسطینی توافق کردیم و این توافق در سال ۲۰۰۶ در قالب سند وفاق ملی به امضا رسید و صادر شد. ما در این سند به صراحت اعلام کرده‌ایم که کشور فلسطینی در مرزهای قبل از تاریخ ۴ ژوئن سال ۱۹۶۷ را قبول داریم. در همین سند ما به محمود عباس (رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین) تفویض اختیار کرده‌ایم که اگر می‌خواهد با رژیم صهیونیستی مذاکره کند، می تواند این کار را انجام دهد و هر نتیجه‌ای که حاصل شد، آن‌را به همه‌پرسی می‌گذاریم. او نمی‌تواند دستاوردی داشته باشد و ـ این را از قول من نقل کنید که ـ رژیم صهیونیستی در قالب مذاکرات سازش هیچ امتیازی به ملت فلسطین نخواهد داد؛ چرا باید بدهد؟ آیا این کار با فشار جامعه‌ی بین‌المللی یا نظام سیاسی کنونی جهان محقق خواهد شد؟ یا با فشار کشورهای عربی و اسلامی؟ نه، چرا باید چیزی بدهد؟ این رژیم الان در کمال رفاه و آسایش در اراضی فلسطین به حیات خود ادامه می‌دهد؛ پس چرا باید چیزی بدهد؟ تنها راه حل، تغییر معادله به ضرر آن و تقویت برنامه‌ی مقاومت است. واقعیت این است که من صحبت کردن درباره‌ی اراضی ۱۹۴۸ یا ۱۹۶۷ را نوعی خوش‌خیالی می‌دانم. من فکر می‌کنم این‌ها خوش خیالی است. ما نه وحدتی داریم و نه برنامه‌ی سیاسی مشترکی در سطح امت. امروز هم کسی که می‌کُشد و هم کسی که کشته می‌شود، مسلمان هستند و پرچم لا إله إلا الله و محمد رسول الله را به اهتزاز در می‌آورند. پس چطور می‌توانیم درباره‌ی استراتژی یا تاکتیک صحبت کنیم.

اما راهبرد جنبش حماس بسیار آشکار است و نخستین مسأله در این زمینه آن است که ما هرگز رژیم صهیونیستی را به رسمیت نخواهیم شناخت و موجودیت آن بر روی یک وجب و یا حتی یک ذره از خاک فلسطین را قبول نخواهیم کرد. مساله‌ی دوم آن است که آزادسازی، ابزار و ساز و کار و مراحلی دارد. اینکه ما توانسته‌ایم ۳۸۰ کیلومتر مربع از اراضی فلسطین را آزاد کنیم، کار خوبی است، اما نباید روی آن کشور فلسطین را تشکیل دهیم و بگوییم بخش دیگر متعلق به اسرائیل است. هرگز؛ اینکه ما توانسته ایم ۸۰ یا ۹۰ درصد از اراضی فلسطین را آزاد کنیم، کار خوبی است، اما هدف راهبردی ما اخراج اشغالگران صهیونیست است. شاید یک نفر در جامعه‌ی بین‌المللی این سوال را مطرح کند که رژیم صهیونیستی کجا برود؟ پاسخ این سئوال به فلسطین مربوط نمی‌شود. در اینجا مساله‌ی تشکیل دو کشور درگیر در یک منطقه‌، مورد اختلاف نیست. اینجا سرزمین فلسطین است و در طول تاریخ، طرف‌های خارجی و غارتگرانی آمدند که می‌خواستند آن‌را اشغال و نامش را عوض کنند. می‌گویند که شما در خیالات به سر می‌برید، اینجا فلسطین نیست، بلکه «اسرائیل» است و اکنون بحث بر سر اعطای نیم یا یک چهارم این سرزمین به اسرائیل است!  این رژیم دزد است و از همان جایی که آمده است، باید به همان جا برگردد، به جایی بر می‌گردد که همان جا بود و آنجا مشکل داشت و سرزمین فلسطین هرگز متعلق رژیم صهیونیستی نبوده و نخواهد بود.

  • نقش NGOهای فعال در حوزه‌ی فلسطین را در کشورهای مختلف جهت بازسازی فلسطین پیش از ۱۹۴۸ چگونه ارزیابی می‌کنید؟ آیا به نظر شما آن‌ها چگونه می‌توانند(چه به بعنوان هم‌نوع و چه بعنوان مسلمان) یاری رسانند؟

 پاسخ این سوال شما را در بخشی از سوالات قبلی دادم. مهم‌ترین کار باید فعال‌سازی نقش جوانان باشد. اکنون رهبرانی در جهان اسلام هستند که همچنان به شیوه‌ی زندگی قدیمی و تحمل شرایط سخت اعتقاد دارند، اما ما از جوانان می‌خواهیم که طرز تفکّر خود را به تفکّر عزتمندانه و وحدت‌گرایانه تغییر دهند. از ۵ سال قبل که انقلاب‌های بهار عربی در اطراف ما و در جهان عرب شکل گرفته و بحران‌هایی ایجاد شده است، من تنها بر یک چیز تاکید کرده‌ام و آن تدوین برنامه‌ی مشترک در سطح امت است. در صورتی که رهبران و مقامات شکست خوردند، شما جوانان در چارچوب سازمان‌های مردم‌نهاد و غیردولتی فعالیت کنید. من هنوز هیچ مؤسسه‌ی مردم‌نهاد یا برنامه یا همایشی سراغ ندارم که اقدام به برگزاری برنامه‌ها یا دیدارهای دوره‌ای برای جوانان کند که تمامی جوانان امت اسلامی را دور هم جمع کند. چنین چیزی نداریم. من نمی‌دانم چرا با وجود تکنولوژی‌های جدیدی مانند تویتر و دیگر رسانه‌های مدرن چنین تحرّکی صورت نمی‌گیرد و ما این فرصت بزرگ را برای ایجاد تغییر و آسایش خود از دست می‌دهیم. ما موسسات مردم نهاد باید امروز کارهای جدّی بکنیم و به دولت‌ها کاری نداشته باشیم. دولت‌ها درگیر یک سری قید و بندها هستند؛ هر چند که ما همچنان بر خواسته‌های خود در قبال آن‌ها تاکید خواهیم کرد و از دست آنها ناراحت خواهیم شد، اما اینکه چه زمانی تغییری صورت بگیرد، نمی‌دانیم. ما ملت‌ها چکار باید بکنیم؟ ما ملت‌ها و موسسات مردم‌نهاد، مسئولیت بزرگی داریم و من فکر می‌کنم که ما در این زمینه کوتاهی کرده‌ایم. ما جوانان باید در میان خود نشست برگزار کنیم. منظورم تنها جوانان ایرانی نیست، بلکه جوانان ایرانی و غیرایرانی و همه با هم دیدار کنند و بحث و رایزنی انجام دهند و حتی سر هم فریاد بزنند و صدای‌شان را بلند کنند تا مشکلات خود را حل کنند و فضای خاکستری میان خود را گسترش دهند. ما نیازی به تداوم تعامل و ارتباط تندروها با خودمان نداریم. مگر جمعیت این تندروها در داخل امت چقدر است؟ ۱۰ درصد؟ بیشتر از این نیست. همان‌طوری که گفتم و دوباره تکرار می‌کنم ۹۰ درصد ما بقی که میانه‌رو هستند و همدیگر را دوست دارند، هیچ برنامه مشترکی ندارند. خُب مسئولیت این کار با چه کسی است؟ آیا باید کاسه خشم‌مان را بر سر دولت‌ها خالی کنیم؟ نه، ما خودمان اقدام مناسبی برای به نتیجه رساندن این پروژه انجام نداده‌ایم.

ارسال نظر



معادله ی امنیتی * Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.

جمعه , ۲۹ تیر ۱۳۹۷ / 2018 July 20
باشگاه هواداران اقصی
بیانیه‌ها و اعلامیه‌ها