ماندلا، درسی برای یاد گرفتن و سندی برای اثبات رفتار نفاق آمیز صهیونیست ها

۳۰ آذر ۱۳۹۲

Nelson Mandela

نویسنده: فایز رشید

ترجمه: انجمن فرهنگی أقصی

در میان غم و اندوه فراوان مردم آفریقای جنوبی و تمامی دوستداران آزادی، پیکر نلسون ماندلا رهبر و مبارز بزرگ آفریقایی و نماد نبرد علیه نژادپرستی و تبعیض نژادی تشییع و به خاک سپرده شد. منظور ما همان ماندلایی است که نظام آپارتاید آفریقای جنوبی ۲۷ سال وی را در زندان نگاه داشت. او این مدت را در سیاهچال ها و مراکز کار اجباری گذراند. شعاع تاثیر این مبارز تنها به کشور و قاره خوبش یعنی آفریقا محدود نمی شد ؛ بلکه تمام جنبش های آزادیخواه ملی در آسیا، آفریقا و آمریکای لاتین را نیز در بر گرفت. شعاع تاثیر او حتی منطقه عربی را نیز در بر می گرفت. او یکی از بزرگ ترین حامیان آرمان های ملی عربی و از جمله افرادی بود که بیشترین حمایت را از اهداف، حقوق ملت فلسطین و آرمان عادلانه این ملت به عمل می آورد. همو بود که می گفت: «تا زمانی که ملت فلسطین از چنگال حضور اشغالگران رهایی نیافته است، آزادی ما در آفریقای جنوبی نیز ناقص خواهد ماند.»

تجربه ماندلا و حزب متبوع وی یعنی «کنگره ملی آفریقا» در مبارزه با آپارتاید یک درس خوب است و این ارزش را دارد که از سوی تمامی جنبش های آزادیخواه ملی به عنوان الگو قرار گیرد به ویژه آنهایی که در فلسطین و در جهت حفظ آرمان عدالت خواهانه فلسطینیان می کوشند و به مقابله با جلادان صهیونیستی که بهترین رابطه را با نظام نژادپرست آفریقای جنوبی و تمامی فاشیست های دنیا داشته اند، می پردازند. این تجربه درس های بزرگی با خود به دنبال دارد که از مهم ترین آنها می توان به موارد ذیل اشاره داشت:

۱ ـ صلابت داشتن در مبارزه تا تحقق اهداف ملی: ماندلا در کتاب خود تحت عنوان «سفر طولانی برای آزادی» که در واقع خاطرات وی را در خود جای داده است، می گوید که نظام آپارتاید در هنگامی که وی در زندان به سر می برد، به او پیشنهاد داد که در مقابل آزادی خود و دوستانش، به دریافت حاکمیت خودگردان برای سیاه پوستان در آفریقای جنوبی رضایت دهد و چیز بیشتری نخواهد. ماندلا این پیشنهاد را نپذیرفت و به نمایندگان نظام آپارتاید فهماند که حزب متبوعش راه حل های میانی را نمی پذیرد و او و دوستانش به مبارزه برای آزادی کامل ملت خویش ادامه می دهند. وی تحمل حبس در زندان را بر چانه زنی بر سر حقوق ملی و آزادی مردمش ترجیح داد. این ماجرا را ماندلا در جریان سفری که یاسر عرفات، رئیس فقید سازمان آزادیبخش بعد از آزادی آفریقای جنوبی به این کشور داشت، تعریف کرد.

۲ ـ تلفیق و ترکیب مقاومت (و در راس آن مبارزه مسلحانه) با مبارزه سیاسی: ماندلا بعد از آزادی خود از زندان و در هنگام سفر خویش به ایالات متحده خواسته بیل کلینتون، رئیس جمهور آمریکا در خصوص توقف مبارزات مسلحانه را نپذیرفت، مبارزاتی که حزب کنگره ملی آفریقا و تمامی احزاب و سازمان های همپیمانش از آن بر علیه نظام آپارتاید استفاده می کردند. ماندلا در این سفر و در جریان کنفرانس مطبوعاتی که با حضور بیل کلینتون در محوطه کاخ سفید برگزار شد، در پاسخ به درخواست رئیس جمهور آمریکا برای توقف مبارزات مسلحانه گفت: «ما تا پیروزی ملت مان و به رسمیت شناخته شدن حقوق ملی آنها در برخورداری از آزادی، استقلال و برابری از سوی نظام آپارتاید به مبارزات خود ادامه می دهیم.»

گفتنی است که سفر ماندلا به آمریکا پیش از امضای توافق نامه با نظام آپارتاید و انتخاب وی به عنوان رئیس جمهور انجام گرفت.

۳ ـ انسجام کامل میان استراتژی مبارزاتی (به عنوان هدف نهایی) با تاکتیک های سیاسی: سیاست هایی که حزب «کنگره ملی آفریقا» به رهبری ماندلا اتخاذ نمود با همدلی تمامی ملت های جهان و نیز پشتیبانی کشورهایی همراه گردید که از آزادی و مبارزات آزادیبخش سیاه پوستان حمایت می نمودند. این همدلی ها و پشتیبانی ها بیشترین تاثیر را در ترغیب سازمان ها و ارگان های بین المللی به تشدید روند محاصره و تحریم علیه نظام نژادپرست آفریقای جنوبی داشت.

حمایت ها و پشتیبانی ها از مبارزات سیاه پوستان آفریقای جنوبی نتایج دیگری را نیز به دنبال داشت. از مهم ترین نتایج می توان به این مورد اشاره داشت که در کشورهای استعمارگر مرتبط با آپارتاید، مردم دولت های خود را تحت فشار قرار دادند تا به تحریم نظام نژادپرست حاکم بر آفریقای جنوبی بپردازد مشابه همان اتفاقی  که در جریان انقلاب ویتنام افتاد ؛ البته پیش از آنکه ایالات متحده دست از پا درازتر مجبور به عقب نشینی از ویتنام گردد.

۴ ـ تجربه آفریقای جنوبی در بسیج تمامی گروه ها برای انجام مبارزات آزادیبخش ملی یا به اصطلاح تشکیل «جبهه گسترده ملی»: بسیاری از احزاب موجود در آفریقای جنوبی در زیر بیرق حزب کنگره ملی به مقابله با آپارتاید پرداختند که از آن جمله می توان به حزب کومونیست اشاره کرد. در واقع، ماندلا دست رد به سینه حزبی که به آرمان ها و اهداف مبارزاتی اش اعتقاد داشت، نمی زد و استثنایی در این میان قائل نبود. کار به جایی رسید که وی از سوی بسیاری طرف های مخالف متهم شد که به حزب کومونیست گرایش پیدا کرده است. ماندلا این اتهامات را رد کرد ؛ ولی در عین حال گفت که حزبش پا به پای حزب کومونیست برای مقابله با آپارتاید تلاش می کند و بعد از آزادی، این ملت است که تصمیم می گیرد چه کسانی را به عنوان حاکم بپذیرد.

۵ ـ بعد از پیروزی، انتخاباتی صورت گرفت که به اذعان تمامی ناظران بین المللی در نهایت سلامت و شفافیت برگزار شده بود و حتی ساکنان سفیدپوست (از جمله آنهایی که ساکنان سیاه پوست را برای سال های طولانی رنج و آزار می دادند) نیز در آن شرکت کردند: ماندلا و حزب متبوع وی از معامله به مثل با سفیدپوستان خودداری نمودند و همین موضوع جامعه جهانی را در بهت و حیرت فرو برد. از سوی دیگر، ماندلا صرفا یک دوره ریاست جمهوری را بر عهده گرفت و با تمامی درخواست هایی که در خصوص ریاست مجدد وی بر کشور صورت گرفت، مخالفت نمود و کناره گیری از فعالیت های سیاسی را ترجیح داد و بیرق آبادانی کشور را به دیگران سپرد. کارهای او بزرگ و شایسته الگوگیری است.

از سوی دیگر، برخی کشورها مانند ایالات متحده، فرانسه، انگلستان و همپیمانان صهیونیست آپارتاید تلاش کردند تا خود را اندوهگین و متاثر از وفات ماندلا نشان دهند و این در حالی است که متاسفانه این کشورها بهترین روابط را با نظام آپارتاید حاکم بر آفریقای جنوبی داشتند و مناسبات گسترده ای میان آنها و پروتاریا برقرار بود. کشورهای مذکور اسلحه و تجهیزات در اختیار آپارتاید قرار می دادند که از آن جمله می توان به تجهیزاتی اشاره کرد که برای شکنجه سیاه پوستان آفریقای جنوبی به کار می رفت. کشورهای یادشده بسیاری از اوقات در مقابل تحریمی که علیه آپارتاید وضع می شد، ایستادگی و مخالفت می کردند ؛ ولی همان ها امروز برای ماندلا گریه می کنند. این یک رفتار نفاقت بار و آمیخته با ریا است. اشک هایی که آنان به خاطر ماندلا می ریزند، اشک تمساح می باشد. کشورهای غربی همپیمان آپارتاید تنها در سال ۲۰۰۴ بود که نام ماندلا را از لیست تروریست ها پا کردند. در مورد رابطه رژیم صهیونیستی با آپارتاید نگو و نپرس. این رژیم صمیمی ترین روابط با این نظام نژادپرست داشت. تل آویو از روابط اقتصادی و تجاری قوی با آپارتاید (به ویژه در عرصه تجارت الماس) بود. رژیم عبری همچنین مناسبات سیاسی پیشرفته ای را با نظام نژادپرست حاکم بر آفریقای جنوبی داشت. اشغالگران قدس همپیمان بزرگ آپارتاید محسوب می شدند و اورانیوم در اختیارش قرار می دادند و در آموزش شیوه غنی سازی به آن مشارکت داشتند. دو طرف پژوهش های مشترکی را در زمین موشک های دوربرد با قابلیت حمل کلاهک های هسته ای انجام دادند و آفریقای جنوبی نیز با اقدام تل آویو در آزمایش موشک هایش در صحراهای این کشور موافقت نمود.

امروز نتانیاهو به خاطر درگذشت ماندلا می گرید و با کلماتی تاثر برانگیز و حزن آلود از او یاد می کند و در موردش می گوید: «او رهبری بود که دیگر تاریخ همچون او را به خود نخواهد دید.»

نتانیاهو در توجیه عدم مشارکتش در مراسم تشیع جنازه نلسون ماندلا، هزینه سنگین مالی را بهانه قرار داد. شیمون پرز، رئیس رژیم عبری نیز شرایط جسمی خود را بهانه کرد. تمامی توجیهات مطرح شده از سوی مقامات صهیونیستی برای عدم مشارکت در تشییع پیکر ماندلا عذر بدتر از گناه است. روزنامه های عبری دلیل واقعی عدم مشارکت این دو مسئول صهیونیستی در مراسم مذکور را بیان داشتند و گفتند که دلیل این امر، عدم تمایل مسئولان آفریقای جنوبی به مشارکت این دو تن در مراسم مذکور بوده است. تنها نماینده صهیونیست ها در مراسم تشییع ماندلا، رئیس کنست بود که در آخرین لحظات در آنجا حضور یافت. بد نیست بدانید که مراکز دانشگاهی آفریقای جنوبی هنوز هم نهادهای آکادمیک رژیم صهیونیستی را در حالت تحریم نگاه داشته اند. همه اینها را گفتیم تا از حقیقت روابط میان آپارتاید و رژیم صهیونیستی آگاه شوید و بدانید که دلیل عدم مشارکت نتانیاهو و پرز در مراسم تشییع نلسون ماندلا چه بوده است.

در پایان باید گفت که حزن و اندوه مردم آفریقای جنوبی و بسیاری از کشورهای جهان نسبت به درگذشت ماندلا و مشارکت مسئولان نود کشور دنیا از جمله روسای جمهور آنها در مراسم تشییع وی نشانگر تقدیر و تمجید شان نسبت به این رهبر بزرگ است.   

ارسال نظر



معادله ی امنیتی * Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.

شنبه , ۲ تیر ۱۳۹۷ / 2018 June 23
باشگاه هواداران اقصی
بیانیه‌ها و اعلامیه‌ها