شیمون پرز در کُردستان

۱۰ مهر ۱۳۹۵

پرز و کردستان

دکتر صلاح‌الدین خدیو

شیمون پرز یکی از پدران بنیادگذار اسرائیل  در گذشت. در برخی رسانه‌ها تصویری بحث‌برانگیز منتشر شده است. در محوطه‌ی اداره‌ی فرهنگ دهوک یا یکی از شهرهای تابعه‌ی آن، چند نفر زیر پارچه‌ی تسلیتی نشسته‌اند که متن آن، طلب مغفرت و بخشایش برای مرد صلح «مرحوم شیمون پرز» است. این تصویر بازتاب گسترده‌ای در شبکه‌های اجتماعی و فضای رسانه‌ای کشور داشته است. هیچ مسئول حکومتی در عکس دیده نمی‌شود و تعداد صندلی‌های خالی هم بیشتر از حاضران است. شاید بشود ادعا کرد که این عکس گویای  همدلی بخشی کوچک از جامعه‌ی مدنی اقلیم کُردستان با اسرائیل است. نمی‌توان منکر وجود این گرایش شد، اما نباید از گفتن این نکته هم ابا داشت که علقه‌ی مذکور، محصول یک توهّم است. توهّم دوستی کُردها و اسرائیل. این تصوّر نادرست محصول کج‌فهمی‌های متعددی است؛ از شناخت سطحی از مسأله‌ی فلسطین گرفته تا درک نادرست از مناسبات منطقه‌ای و روندهای بین‌المللی.

کُردها به لحاظ هنجاری نمی‌توانند متّحد اسرائیل باشند. چون اسرائیل یک کشور «اشغالگر» است. اشغالگری ناسزای سیاسی نیست که مثلا صدا و سیمای جمهوری اسلامی یا مطبوعات عربی آن را ساخته باشند. بلکه اصطلاحی حقوقی است که مطابق قطعنامه‌های شورای امنیت که به امضای تمامی اعضا رسیده به رفتار و سلوک این کشور اطلاق می‌شود. مثلاً مطابق قطعنامه‌ی ۲۴۲ اسرائیل موظّف است از کرانه‌ی باختری، نوار غزّه و بیت‌المقدس شرقی و بلندی‌های جولان، عقب‌نشینی نموده و زمینه‌ی تشکیل کشور مستقل فلسطینی را فراهم نماید. درست نیم‌قرن است که دولت‌های پیاپی اسرائیل از اجرای این قطعنامه طفره می‌روند. البته این امر، تغییری در وضعیت این مناطق نداده است. سازمان‌های بین‌المللی و تمام کشورهای جهان بدون استثنا این مناطق را اشغالی دانسته و اسرائیل را موظّف به رعایت قوانین و پروتکل‌های زمان اشغال نموده‌اند.  کُردها اما نه تنها در طول تاریخ، اشغالگری نکرده‌اند بلکه از قربانیان آن به شمار می‌روند.

اسرائیل، خواهان صلح نیست. بیشتر از ربع‌قرن از پیشنهاد جامعه‌ی بین‌المللی برای تشکیل دو دولت فلسطینی و اسرائیلی در سرزمین تاریخی فلسطین می‌گذرد. ساف این طرح را قبول کرده و حماس هم با پیشنهاد آتش‌بس نامحدود و دائمی عملاً آن را پذیرفته است. اما اسرائیل بدون آنکه رسماً آن را رَد کند، در عمل مشغول تکّه پاره کردن کرانه‌ی باختری و بیت‌المقدس شرقی است. در واقع با نقض مستمر و برنامه‌ریزی شده‌ی قوانین بین‌المللی، لحظه‌ای از شهرک‌سازی در داخل اراضی فلسطینی دست برنداشته است. اگر همین امروز دولت فلسطینی تشکیل شود، به چند جزیره‌ی پراکنده در داخل شهرک‌های یهودی تبدیل خواهد شد که هیچ امکانی برای اعمال حاکمیت نخواهد داشت. این مسأله البته غیر از ممانعت از بازگشت حدود شش میلیون آواره‌ی جنگ سال ۱۹۴۸ است که در شرایطی اسفناک در لبنان و سوریه و اردن به سر می‌برند. به عنوان مثال اکنون اردوگاه‌های فلسطینی حندرات و یرموک در حلب و دمشق محل شدیدترین درگیری‌ها بین ارتش سوریه و مخالفان اسد است. کُردهای عراق تمام یکصد سال گذشته را بر سر مبارزه برای تعیین حق سرنوشت گذرانده‌اند. طبیعی است همدلی با دولتی که مشغول ذبح حق تعیین سرنوشت فلسطینیان است، دارای اشکالات عدیده‌ی اخلاقی و هنجاری باشد.

تُرک‌ها و عرب‌ها با اسرائیل رابطه دارند، پس چرا این رابطه برای کردها حرام است؟ این پرسش درستی است. پرسشی که ماهیتی عملگرایانه داشته و خالی از درون‌مایه‌های هنجاری است. پاسخ این است؛ رابطه‌ی ترکیه و اسرائیل با وجود لطمه‌خوردن آن در دوره‌ی اخیر،  دیرینه و راهبردی است. «موساد» رهبر کُردهای ترکیه را کَت‌بسته دستگیر و تحویل «میت» داد. یکی از اهداف اردوغان از آشتی دوباره با اسرائیل هم نیاز شدید ارتش آن کشور برای بهره‌مندی از کمک‌های اطلاعاتی تل‌آویو در مبارزه با PKK است. بدون شک هر گونه رابطه‌ی کُردی ـ یهودی در صورت ایجاد هم، فرع این رابطه‌ی راهبردی خواهد شد. در مورد کُردهای عراق هم اسرائیل صادقانه عمل نمی‌کند. اظهارنظرهای گاه و بیگاهِ مقامات این کشور در رابطه با استقلال کُردستان  تحریک آمیز و حساسیت‌زا است و فاقد هر گونه ارزش عملیاتی می‌باشد. آمریکا مخالفِ اصلی تجزیه‌ی عراق است. آیا آیپک برای تعدیل این مخالفت کاری کرده است؟ علاوه بر این چه لزومی دارد کُردها میوه‌ی ممنوعه را آشکارا بخورند؟

مضاف بر این، صلح مصر و اردن با تل‌آویو پس از دهه‌ها، سردترین صلح تاریخ به شمار می‌رود. از خصومت جامعه‌ی مدنی ترکیه و  جهان عرب با اسرائیل ذرّه‌ای کاسته نشده و شایسته نیست چنین اقدامات نامناسبی، وجهه‌ی کُردها را در میان همسایگان ابدی‌شان، مخدوش نماید.

در دهه‌های متمادی، اسرائیل نان این را می‌خورد که تنها دولت دمکراتیک منطقه است. حداقل پانزده سال است که روند زوال دمکراسی سکولار آن شروع شده است. در تمام این سال‌ها از نفوذ احزابِ چپ کاسته شده و راست‌های افراطی سُکاندار این کشور شده‌اند. آخرین تحوّل در این زمینه، تصویب قانون «ماهیّت یهودی» کشور  است که به منزله‌ی ورود به نوعی نظام آپارتاید است. این قانون فلسطینی‌های شهروند داخل خط سبز را در وضعیتی به مراتب ناعادلانه‌تر قرار می‌دهد.

علاوه براین، ماهیّت جنگ‌طلبی اسرائیل یکی از سرچشمه‌های سیکل باطل معروف خاورمیانه است؛ دور باطل سکولاریسم اقتدارگرا ـ اپوزیسیون اسلامگرا

در واقع ماندن مسأله‌ی فلسطین مانند استخوان لای زخم و امتناع اسرائیل از صلح، خاورمیانه را در وضعیتی برزخی نگه داشته است. وضعیتی که در آن، رسیدن به توسعه‌ی همه‌جانبه دشوار است.  تمام دیکتاتوری‌های عرب در دهه‌های گذشته، فقدان مشروعیت‌شان را با شعارهای پرطمطراق «ضدّ صهیونیستی» جبران می‌کردند. کُردها بزرگ‌ترین قربانیان این وضع هستند و بزرگ‌ترین لطمه‌ها را از این رژیم‌ها خورده‌اند. مسأله‌ی فلسطین و مسأله‌ی کُردها دقیقا مشابه نیستند، اما یقیناً از یک جنس‌اند. در گذشته، این هم‌ذات پنداری‌ها در سطح سازمان‌های سیاسی دوطرف نمود برجسته‌ای داشت. همکاری برخی طرف‌های فلسطینی با صدام حسین، محل انتقاد است ولی اشخاص و احزاب کُرد عراقی هم از این خبط‌ها کم ندارند. نگرش سیاسی کُردها نسبت به قضیه‌ی فلسطین باید مطابق قطعنامه‌های سازمان ملل باشد و بهتر است جامعه‌ی مدنی هم، آموزش‌های لازم را در این زمینه دریافت نماید. اشتباه است اگر تصوّر کنیم، مسأله‌ی فلسطین تنها یک مسأله‌ی عربی و یا اسلامی است. فلسطین دغدغه‌ی جدّی چپ‌ها، لیبرالها و سبزهای غربی هم هست. شماره‌ی دیروز ایندیپندنت لقب مرد صلح برای پرز را به سخره گرفته بود.

 سخن بسیار است ولی برای پیشگیری از اطاله‌ی کلام به این بسنده می‌شود که جای قصاب قانا در دهوک نیست. نام شیمون پرز که اردوگاه پناهندگان سازمان ملل در لبنان را در سال ۱۹۹۶ قتل عام کرد و بیش از سیصد نفر زن و کودک را کُشت، بیشتر شایسته‌ی آن است در کتاب تاریخ در کنار صدام و هیتلر و میلوسوئیج و …قرار گیرد.

ارسال نظر



معادله ی امنیتی * Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.

جمعه , ۴ خرداد ۱۳۹۷ / 2018 May 25
باشگاه هواداران اقصی
بیانیه‌ها و اعلامیه‌ها