شارون و کارنامه سیاه جنایتکاری وی!

۲۳ دی ۱۳۹۲

sd41 

به قلم: مالک تریکی

 منازعه و به ویژه جنگ ها یکی از اشکال برخورد و درگیری و حتی ارتباط میان ملت ها و افراد به شمار می روند و از همین رو، شخصیت آریل شارون که از سال ۲۰۰۶ در برزخ مرگ و زندگی به سر می برد و به مرده ای می ماند که نمی خواهد بمیرد، یکی از موضوعات تاریخ معاصر جهان عرب به شمار می رود؛ همان طوری که استعمار به عنوان تشکیل دهنده یک سوم پایانی قرن نوزدهم و نیمه اول قرن بیستم بخشی منطقی از تاریخ ملت های عربی و کل جهان سوم به شمار می رود.

قبل از هر چیز توجه به این نکته لازم است که صفت “جنایتکار جنگی” برای شارون درست است، اما در عین حال، گمراه کننده است. چرا؟ چون که چنین صفتی به صورت ضمنی اشاره به این نکته دارد که وی و مقامات صهیونیستی امثال او جز در شرایط جنگی جنایتی مرتکب نشده و نشده اند! اما واقعیت این است که شارون همان قدری که از بزرگترین جنایتکاران جنگی به شمار می رود از بزرگترین جنایتکاران غیر جنگی نیز به شمار می رود؛ چرا که جهان عرب بیش از یک قرن و دقیقا از زمان حمله ایتالیا به لیبی در سال ۱۹۱۱ روی آرامش به خود ندیده است. این بدین معناست که صرف موجودیت رژیم صهیونیستی استعماری و نژاد پرستانه به منزله خشونت سیاسی دائمی است که در قالب جنگ سازمان یافته روزمره علیه ملت فلسطین نمود پیدا کرده است.

برای تشریح شخصیت و منطق و دیدگاه شارون استناد به اظهارات “آندره فونتان” سردبیر فقید روزنامه لوموند کافی است. وی با جدیت کامل گفته بود که «اگر من مسئول حضور فرانسه در الجزائر بودم، این کشور همچنان تا به امروز فرانسوی می ماند.» لذا شارون در درک سیاست وضعیتی مغایر شارل دوگل و چرچیل دارد که قبل از تبدیل شدن به مقام سیاسی یک مقام نظامی بودند؛ چه برسد به شخصیت رهبری. به عبارت دیگر، وی وضعیت مغایر یکی از سه یا چهار رهبر برجسته قرن بیستم دارد. بی شک، غربی ها و لیبرال ها از شخصیت شارون تمجید می کنند و او را آخرین نفر از سلسله “پدران بنیانگذار” نسل ۱۹۴۸ می دانند که به تنهایی قادر به ارائه “امتیازدهای دردناک” بود؛ بدون اینکه این مساله به مشروعیت تاریخی و اعتبار ملی وی ضربه بزند.

با این وجود، دیوید گروسمن رمان نویس برجسته اسرائیلی در سال ۲۰۰۵ تاکید کرد که شارون “شخصیتی داستانی” است و تا حدی هم درست گفته بود. این بدین معنی است که وی نیمی از زندگی اش را به عنوان یک شخصیت مبارز سپری کرده است و به تنهایی نماینده ارتش صهیونیستی به شمار می رود. شارون تئوری پرداز اصلی ایده شهرک های صهیونیست نشین به شمار می رود و ۲۵ سال قبل اقدام به ساخت این شهرک ها در مناطق جغرافیایی مشخصی کرد تا امکان اجرایی شدن طرح عقب نشینی رژیم صهیونیستی از مناطق مذکور را بگیرد، اما این رهبر صهیونیستی امروز مجبور شده است اقدامات مغایر مواضع طرفداران و حتی باورهای شخصی خود اتخاذ کند، اما من این مساله را نوعی عدالت ذاتی است؛ چرا که همان فردی که مسئول این بدبختی های ۴۰ ساله و شرارت انگیزی در اسرائیل و فلسطین بود، اکنون مجبور به اصلاح وضعیتی است که خود عامل اصلی شکل گیری آن به شمار می رود.

توجه به این نکته نیز لازم است که بنیامین نتانیاهو نخست وزیر کنونی رژیم صهیونیستی در آن زمان در اعتراض به طرح شارون برای خروج نظامیان صهیونیستی از باریکه غزه از دولت عبری استعفا کرد تا چنین وانمود کند هک این طرح نوعی “امتیازدهی سخت” و دردآور در راستای تحقق صلح است، اما فریبکاری های طرف های غربی و جریان چپ رژیم صهیونیستی درباره شارون تنها به این ها محدود نمی شود، بلکه به خیلی قبل از آن و دقیقا اوایل سال ۲۰۰۱ بر می گردد.

ترجمه: انجمن فرهنگی اقصی

ارسال نظر



معادله ی امنیتی * Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.

شنبه , ۲ تیر ۱۳۹۷ / 2018 June 23
باشگاه هواداران اقصی
بیانیه‌ها و اعلامیه‌ها